دستگاه
آرام و باوقار؛ آمیزهای از اندوهِ شاهانه و رهاییِ معنوی
همایون در میان دستگاههای هفتگانهی ردیف جایگاهی ویژه دارد: حزن آن نه فروپاشیده و بیپناه، بلکه سرشار از وقار و تسلی است، گویی اندوهی است که از سرِ تجربه و فرزانگی برخاسته، نه از سرِ ناامیدی. پرش مشخصهی درجهی اول به سوم در دانگ نخست، فضایی گسترده و بلندپایه میسازد که از همان درآمد، شنونده را به سپهری آرام و سنگین میبرد. این دستگاه در گذر گوشههایش سیر عاطفی متنوعی را طی میکند: از حالت متین و اندیشناک درآمد، به لطافت و طنازیِ چکاوک (که در آن آواز پرندهای به همین نام تقلید میشود) میرسد، سپس در طرز و بیداد به اوجی پرشور و اعتراضآمیز دست مییابد و سرانجام در گوشههایی مانند بختیاری و شوشتری رنگوبویی محلی و سوگوارانه به خود میگیرد. همین دامنهی وسیع احساسات (از تفکر فلسفی تا فریاد بیداد و از لطافت چکاوک تا حزن شوشتری) همایون را به یکی از پرمایهترین دستگاههای ردیف برای اجرای آوازی بدل کرده است. از دل همایون، تنها یک آواز مستقل زاده میشود: بیات اصفهان، که با ایست بر درجهی چهارم، شاخهای لطیفتر و رمانتیکتر از همین خانواده به شمار میآید. بسیاری از اجراهای کامل همایون در نهایت به بیات اصفهان فرود میآیند و از این رو این دو را باید بهعنوان یک واحد خانوادگی بههمپیوسته در نظر گرفت، نه دو موجودیت کاملاً مجزا. از نظر کاربرد شعری، همایون از دیرباز بستر مناسبی برای غزلهای حافظ و سعدی بوده است؛ ابیاتی با مضامین فلسفی، عرفانی و گاه اعتراضی، که با فضای متین و شکوهمند این دستگاه همخوانی طبیعی دارند. در مجموع، همایون دستگاهی است که شکوه شاهانه را با تاملی درونی و حزنی متعادل درمیآمیزد و از این رهگذر، تجربهای شنیداری یگانه در ردیف موسیقی ایرانی پدید میآورد.
همایون از دستگاههای کهن و پرکاربرد ردیف است که همچون شور، در سنت شفاهی استادان قدیم (بهویژه در ردیف میرزا عبدالله و آقاحسینقلی) جایگاهی مرکزی داشته و از طریق شاگردانشان، از جمله عبدالله دوامی، به نسلهای بعد منتقل شده است. گوشههایی مانند بیداد و شوشتری از دیرباز محل جولان خوانندگان برای نمایش تحریر و بیان عاطفی بودهاند. شوشتری بهویژه ریشه در آوازها و تعزیههای منطقهی شوشتر دارد و حس سوگوارانهی آن، این گوشه را برای کاربرد در موسیقی مذهبی و مجالس عزاداری مناسب ساخته است؛ ویژگیای که همایون را در کنار سهگاه، به یکی از دستگاههای نزدیک به فضای تعزیه و نوحهخوانی بدل میکند، هرچند حزن همایون رنگوبویی اشرافیتر و آرامتر دارد. در دوران معاصر، یکی از نقاط عطف در تاریخ اجرای همایون، آلبوم «بیداد» است که در سال ۱۳۶۴ با آهنگسازی پرویز مشکاتیان و آوازِ محمدرضا شجریان (بر پایهی اشعاری از حافظ و سعدی) منتشر شد. این اثر که نیمهی نخست آن یکسره در دستگاه همایون ساخته شده، به یکی از شناختهشدهترین و تأثیرگذارترین آثار موسیقی دستگاهی ایران در نیمهی دوم سدهی بیستم بدل شد و سهم بزرگی در معرفی ظرفیتهای عاطفی و اعتراضی همایون به نسل جدید شنوندگان داشت.
دانگ نخست با فاصلهی دوم نیمبزرگ و سوم بزرگ، پرش مشخصه از درجهی اول به سوم
شکوه، وقار، تفکر فلسفی، حزنِ عمیق و تسلیبخش
صفحهی اختصاصی هر گوشه بههمراه نمونهی صوتی از ردیف آوازی استاد محمود کریمی بهزودی منتشر میشود.
عبدالله دوامی، محمدرضا شجریان، حسین علیزاده، پرویز مشکاتیان
همایون را نباید با سهگاه اشتباه گرفت: هر دو حزنآلودند و هر دو در تعزیه و نوحهخوانی کاربرد دارند، اما سهگاه بر پایهی فاصلهای کوچک و فشردهتر ساخته شده و حالتی تندتر، تیزتر و تضرعآمیزتر دارد؛ نوعی غمِ عاشقانه و التماسگونه. همایون در برابر آن، گستردهتر، آرامتر و باوقارتر است و حزنش رنگوبویی شاهانه و متفکرانه دارد، نه التماسآمیز. تفاوت همایون با چهارگاه نیز روشن است: چهارگاه دستگاهی است حماسی و پرصلابت که با دو فاصلهی متقارن و کشیده، حالتی تیز و پرتنش میسازد و بیشتر بیانگر شجاعت و عصیان است، حال آنکه همایون از تندی و تیزیِ چهارگاه به دور است و بهجای هیجان حماسی، تاملی فلسفی و اندوهی سنگین و باوقار عرضه میکند. در قیاس با ماهور (دستگاهی روشن و نزدیک به گام ماژور غربی که غالباً بیانگر شادمانی و حماسه است) همایون یکسره در قطب مقابل میایستد: جایی که ماهور طراوت و گشادهرویی را بازمیتاباند، همایون به دروننگری، حزن متعادل و شکوهی آرام میپردازد. با اینهمه، همایون هرگز به تیرگی و بیپناهی شور (مادر آوازها) نمیرسد؛ حزن شور شیداییواری عمیق و بیقرار است، در حالیکه حزن همایون از ابتدا با آرامش و تسلی همراه است.
بیات اصفهان تنها آواز مستقلی است که از دستگاه همایون زاده میشود.
جهش از درجهی اول به درجهی سوم در دانگ نخست، ویژگی شنیداری بارز همایون است که فضایی گسترده و شاهانه به آن میدهد.
حزن سهگاه بیشتر رنگ التماس و تضرع دارد و بر فاصلهای فشرده و کوچک استوار است، و حزن شور (مادر آوازها) شیداییواری بیقرار و عمیق است. حزن همایون اما از ابتدا با آرامش و وقار همراه است؛ گویی اندوهی است که فروکش کرده و به تاملی فلسفی رسیده است، نه دردی تازه و بیپناه.
بیداد، که نامش به معنای فریاد از سرِ ستم است، اوج تنش و اعتراض عاطفی همایون به شمار میرود و محل اصلی نمایش تحریرهای پرقدرت خواننده است. شوشتری نیز با ریشه در سوگواریهای منطقهی شوشتر، فرودی سنگین و حزنآلود به دنبال بیداد میآورد و در کنار بختیاری، رنگوبویی محلی به بخش پایانی دستگاه میبخشد.
آلبوم «بیداد» با آهنگسازی پرویز مشکاتیان و آواز محمدرضا شجریان، منتشرشده در سال ۱۳۶۴ و بر پایهی اشعار حافظ و سعدی، یکی از شناختهشدهترین آثار موسیقی دستگاهی ایران در دستگاه همایون است و نقشی مهم در معرفی این دستگاه به نسلهای جدید داشته است.