آواز
نغمهای ملایم، عاشقانه و دلانگیز با محوریت حجاز
یکی از آوازهای منشعب از دستگاه شور
ابوعطا شاخهای از شور است که با تکیه بر درجهی چهارم، فضایی ملایمتر و غناییتر از شور اصلی میسازد. حالوهوای آن بیشتر عاشقانه و لطیف است تا سوزناک. ملودی ابوعطا معمولاً از درجهی دوم شور آغاز میشود و با فرودهای نرم به همان درجه بازمیگردد؛ همین حرکت رفتوبرگشتی حسی از دلتنگی آرام برمیانگیزد، نه اندوهی سنگین. رنگ حجازی که در برخی گوشههای آن (بهویژه در فرودها) شنیده میشود، طراوتی غنایی به آن میبخشد که آن را از دیگر آوازهای خانوادهی شور متمایز میکند. از میان گوشههای ردیف ابوعطا، حجاز فضایی بهاصطلاح «عربی» دارد و در بخشهایی از موسیقی مذهبی مانند اذان و تلاوت قرآن نیز شنیده میشود؛ چهارباغ با مِتری آهسته و سهضربی، اغلب درآمدی برای حجاز است و فرودش به آواز دشتی شباهت دارد؛ گبری با حرکتی نزولی از درجهی پنجم به نت پایهی شور، غالباً همراه دوبیتیهای باباطاهر خوانده میشود؛ و رامکلی نیز از گوشههای شناختهشدهی این آواز است. این تنوع گوشهای، ابوعطا را با آنکه لطیفترین آواز خانوادهی شور است، به آوازی چندلایه بدل کرده که ظرفیت بیان حالتهای گوناگون عاشقانه را دارد. ابوعطا اغلب نخستین آوازی است که شاگردان ردیف پس از آموختن شور اصلی فرامیگیرند، چراکه فاصلهاش با شور کم است و به همین دلیل دروازهی ورود به دنیای آوازهای وابسته به شور به شمار میرود. در حوزهی آوازی نیز ابوعطا از پرکاربردترین مایهها برای تصنیفها و ترانههای عاشقانهی موسیقی ایرانی بوده و بسیاری از آثار ماندگار این حوزه در این مایه ساخته شدهاند. لطافت این آواز آن را برای بیان احساساتی که در عین غم، بارقهای از امید یا دلبستگی دارند، مناسبترین انتخاب در میان آوازهای شور کرده است. به لحاظ اجرایی، ابوعطا هم در آواز بیساز و هم همراه با تار، سهتار و سنتور به یک اندازه جاافتاده است و بسیاری از هنرجویان آواز، نخستین تجربهی خود از خوانندگی در قالب یک آواز مستقل (جدا از دستگاه اصلی) را با ابوعطا از سر میگذرانند.
ریشهی تاریخی دقیق نام «ابوعطا» روشن نیست. برخی منابع اشاره میکنند که این آواز در گذشته با نامهای دیگری چون سارَنج، دستانالعرب و سَرَنی نیز شناخته میشده و روایتی نام آن را در اصل «ابوایتام» دانسته که بهمرور به ابوعطا تبدیل شده است؛ گفته میشود نام «دستانالعرب» از علاقهی عربزبانان به این مایهی موسیقی ایرانی برخاسته باشد. جدا از خاستگاه نام، ابوعطا از دیرباز در ردیفهای آوازی استادان قاجار و پس از آن حضوری ثابت داشته و بهعنوان یکی از چهار آواز اصلی منشعب از شور، در آموزش ردیف جایگاهی تثبیتشده یافته است. به لحاظ ساختاری، ابوعطا از میان آوازهای وابسته به شور کمترین فاصله را با شور اصلی دارد، و همین نزدیکی موجب شده در بسیاری از منابع آموزشی ردیف، بلافاصله پس از شور تدریس شود؛ این توالی آموزشی خود گواهی است بر جایگاه ابوعطا بهعنوان نخستین گام در آشنایی با آوازهای مستقل ردیف، پیش از ورود به آوازهایی با فاصلهی بیشتر از شور مانند دشتی یا افشاری، و همین ترتیب آموزشی در بیشتر مکتبهای آوازی معاصر ایران هنوز رعایت میشود. رواج گستردهی آن در موسیقی آوازی و تصنیفسازی معاصر، بهویژه از میانهی سدهی بیستم به اینسو، این آواز را به یکی از شناختهشدهترین مایههای موسیقی عامهپسند و در عین حال کلاسیک ایران بدل کرده است.
شاهد بر درجهی چهارم شور
لطافت، دلدادگی آرام و اشتیاق غنایی
محمدرضا شجریان، غلامحسین بنان، ادیب خوانساری
ابوعطا در مقایسه با سه آواز دیگر خانوادهی شور ملایمترین و کمتنشترین آنهاست؛ در برابر دشتی (که با ریزش درجهی پنجم شور سوزناکترین عضو این خانواده است) ابوعطا حالوهوایی بهمراتب آرامتر و امیدوارانهتر دارد. با بیات ترک نیز تفاوتی روشن دارد: بیات ترک با تکیه بر درجهی سوم لحنی منزه، معنوی و نیایشگونه میسازد، در حالی که ابوعطا بر درجهی چهارم تکیه دارد و رنگی زمینیتر و عاشقانهتر به خود میگیرد. همچنین در قیاس با افشاری (که شاهدش بر درجهی پنجم و ایستش بر درجهی دوم شور است) ابوعطا فاقد آن حس تعلیق و بیقراری است و به همین دلیل برای بیان دلدادگی آرام مناسبتر شناخته میشود. در قیاس با آواز بیات اصفهان (که از خانوادهی همایون برخاسته و نیز به رمانتیسم و نوستالژی شهرت دارد) ابوعطا فواصل شور را حفظ میکند و از این رو رنگ ریزپردهای و بومیتری دارد، حال آنکه بیات اصفهان با نزدیکی به گام مینور هارمونیک، لحنی صیقلیتر و به گوش غربی آشناتر میسازد. این تفاوتها نشان میدهد که هرچند ابوعطا، بیات ترک و بیات اصفهان همگی در ردیفهای آوازی به رمانتیسم شهرت دارند، ریشه در سه خانوادهی مجزا و سه رنگ حسی متفاوت دارند. حتی در قیاس با شور اصلی، ابوعطا با وجود پیوند نزدیک ساختاری، فضایی بهمراتب رامتر و کمدامنهتر دارد و از تحریرهای پرتنش و تیزِ شور فاصله میگیرد.
ابوعطا یکی از چهار آواز منشعب از دستگاه شور است.
چون فاصلهی آن با گام و فواصل شور اصلی نسبتاً اندک است، ابوعطا معمولاً نخستین آوازی است که هنرجویان ردیف پس از فراگیری شور میآموزند. یادگیری آن ورود ملایمی به دنیای آوازهای وابسته به شور فراهم میکند و شنونده و نوازنده را با منطق شکلگیری آوازهای دیگر این خانواده آشنا میسازد.
حجاز یکی از گوشههای شاخص ابوعطاست که حالوهوایی متفاوت و بهاصطلاح «عربی» دارد و بخشهایی از موسیقی مذهبی ایرانی، از جمله اذان و تلاوت قرآن، در همین فضا اجرا میشود. گوشهی چهارباغ نیز غالباً پیشدرآمدی سهضربی و آهسته برای حجاز است و فرودش به آواز دشتی شباهت دارد، در حالی که گبری با حرکتی نزولی از درجهی پنجم شور غالباً همراه دوبیتیهای باباطاهر خوانده میشود.
لطافت ملودیک ابوعطا و فرودهای نرم آن، ظرفیت زیادی برای بیان دلدادگی و اشتیاق فراهم میکند بیآنکه به سنگینی اندوه دستگاههای دیگر برسد. همین ویژگی، آن را از دیرباز به یکی از محبوبترین مایهها برای تصنیفها و ترانههای عاشقانهی موسیقی ایرانی بدل کرده و در آثار بسیاری از آهنگسازان معاصر نیز بازتاب یافته است.