دستگاه

چهارگاه

پرشور و حماسی؛ نغمه‌ی رستاخیز و بیداری پهلوانان

تعریف و جایگاه در ردیف

چهارگاه یکی از هفت دستگاه ردیف موسیقی ایرانی است و از نظر ساختار مقامی، برخلاف بیشتر دستگاه‌ها، بر دو دانگ کاملاً متقارن بنا شده است؛ به این معنا که فاصله‌های دانگ زیرین (از درجه‌ی اول تا چهارم) دقیقاً با دانگ زبرین (از درجه‌ی چهارم تا هشتم) یکسان تکرار می‌شود. حضور دو فاصله‌ی سری (اندکی بزرگ‌تر از تون) و کرن (اندکی کوچک‌تر از تون) در کنار هم، حرکتی تیز و کشیده در گام پدید می‌آورد که آن را از فضای اغلب حزن‌آلود ردیف جدا می‌کند و به‌سوی حماسه، صلابت و برانگیختگی سوق می‌دهد. این خصلت در گوشه‌های دستگاه به‌روشنی بازتاب می‌یابد: درآمد با بیانی استوار و رو به بالا آغاز می‌شود، زابل و حصار فضایی پرتنش و کشیده می‌سازند، مخالف با اوج‌گیری ملودیک، نقطه‌ی عطف احساسی دستگاه را رقم می‌زند، و مغلوب و منصوری حرکت را به سمت فرود هدایت می‌کنند. حُدی و پهلوی، در پایان، با وزن آوایی نزدیک به بحر متقارب شاهنامه، صریح‌ترین پیوند چهارگاه را با روایت‌های حماسی نشان می‌دهند. با این‌همه، چهارگاه یک‌دست و یکنواخت نیست: در دل همین ساختار پرشور، لحظاتی از تأمل و حتی اندوه نیز جای می‌گیرد، به‌ویژه در گذر از دانگ زیرین به زبرین و در فرودهای میانی، که تضادی دراماتیک میان جوش‌وخروش و درنگ پدید می‌آورد. همین دوگانگی است که چهارگاه را برای بیان مضامین پهلوانی (که در آن‌ها رشادت همواره با رنج و از دست دادن همراه است) بستری غنی ساخته است. از نظر اجرایی، چهارگاه میدان مناسبی برای نمایش مهارت تکنیکی نوازنده است؛ ریزهای پرشتاب سنتور، ضربات محکم مضراب تار و کشش‌های نفس‌گیر آواز در ثبت‌های بالای صدا، همگی از ویژگی‌های رایج اجراهای موفق در این دستگاه به شمار می‌روند. به همین دلیل، چهارگاه در کنار ماهور، از دستگاه‌هایی است که کمتر به آرامش صرف بازمی‌گردد و بیشتر رو به تحرک و اوج دارد.

تاریخچه و ریشه‌ها

ریشه‌ی چهارگاه به نظام کهن مقام و شعبه در موسیقی دوران پیش از شکل‌گیری دستگاه‌های امروزی بازمی‌گردد؛ نام آن، همچون بسیاری از دستگاه‌های ردیف، از میراث آن نظام قدیمی‌تر به دوره‌ی متأخر منتقل شده، هرچند ساختار فاصله‌ای کنونی‌اش لزوماً با صورت باستانی آن یکسان نیست. برخی از موسیقی‌شناسان معاصر، از جمله هرمز فرهت، به دلیل تقارن کامل دو دانگ چهارگاه، برای آن جایگاهی بنیادین در نظام دستگاهی قائل شده‌اند؛ در برابر دیدگاه رایج‌تر که شور را «مادر دستگاه‌ها» می‌داند. پیوند چهارگاه با روایت‌های حماسی از دیرباز شناخته‌شده است: وزن و لحن گوشه‌های حُدی و پهلوی با بحر متقارب شاهنامه‌ی فردوسی هم‌خوانی دارد و از این‌رو در نقالی برای بازخوانی رزم‌ها و حماسه‌های پهلوانی به کار می‌رفته است. همین خصلت حماسی و پرتحرک، چهارگاه را به آیین‌های زورخانه‌ای نیز نزدیک کرده، جایی که همراه با ضرب مرشد و خوانش ابیات شاهنامه به کار گرفته می‌شود. در تعزیه نیز، چهارگاه از دستگاه‌های رایج برای بیان صحنه‌های رزم و شخصیت‌های پهلوانی بوده است. در دوره‌ی معاصر، آلبوم «دستان» با آواز محمدرضا شجریان و آهنگ‌سازی پرویز مشکاتیان (۱۳۶۷)، که یکسره در چهارگاه اجرا شده، به یکی از شناخته‌شده‌ترین و تأثیرگذارترین آثار موسیقی سنتی ایران در دهه‌های اخیر بدل شده و سهم بزرگی در آشنایی نسل جدید شنوندگان با ظرفیت‌های عاطفی این دستگاه داشته است.

فواصل و گام

دارای دو فاصله‌ی سُری و کُرُن متقارن؛ دراماتیک‌ترین و پرانرژی‌ترین گام ردیف

حال‌وهوا و کاربرد

صلابت، شجاعت، جوش و خروش، برانگیختگی و حماسه

گوشه‌های شاخص

درآمدزابلحصارمخالفمغلوبمنصوریحُدی و پهلوی

صفحه‌ی اختصاصی هر گوشه به‌همراه نمونه‌ی صوتی از ردیف آوازی استاد محمود کریمی به‌زودی منتشر می‌شود.

نوازندگان و خوانندگان برجسته

علی‌اکبر شهنازی، پرویز مشکاتیان، محمدرضا شجریان، جلیل شهناز

تفاوت با دستگاه‌ها و آوازهای مشابه

در مقایسه با سه‌گاه (که تمام حرکت ملودیک آن حول یک نت واحد، یعنی درجه‌ی سوم کرن، می‌چرخد و حسی از تضرع و غم عاشقانه‌ی متمرکز القا می‌کند) چهارگاه دامنه‌ی حسی وسیع‌تر و پرتحرک‌تری دارد و به‌جای تمرکز بر یک نقطه، در سرتاسر گام خود کشش و التهاب می‌آفریند. هر دو دستگاه از فاصله‌ی کرن بهره می‌گیرند، اما در سه‌گاه این فاصله ابزار درون‌نگری و در چهارگاه ابزار بیرون‌ریزی احساس است. نسبت چهارگاه با ماهور نیز آموزنده است: ماهور با گامی نزدیک به ماژور غربی و فاقد فاصله‌های کرن یا سری، شادی‌ای صاف، آرام و بی‌تنش عرضه می‌کند، حال آن‌که شادی و حماسه‌ی چهارگاه همواره رگه‌ای از تنش و تقلا در خود دارد؛ ماهور جشن پیروزی است و چهارگاه، رزم پیش از پیروزی. نزدیک‌ترین همتای عاطفی چهارگاه از میان دستگاه‌های دیگر را باید در همایون جست: همایون نیز در دانگ زیرین خود از فاصله‌ای مشابه فاصله‌ی کرن بهره می‌برد و از این‌رو کیفیتی دراماتیک مشترک با چهارگاه دارد، اما این کشش دراماتیک در همایون به‌سوی وقار، تفکر فلسفی و اندوهی آرام و باشکوه هدایت می‌شود، در حالی‌که در چهارگاه به‌سوی شور، شجاعت و برانگیختگی حماسی می‌رود. به بیان دیگر، این دو دستگاه از ماده‌ی فاصله‌ای مشابهی ساخته شده‌اند، اما به دو مقصد عاطفی کاملاً متفاوت می‌رسند.

پرسش‌های پرتکرار

چرا چهارگاه را حماسی می‌دانند؟

ترکیب دو فاصله‌ی متقارن سری و کرن در گام چهارگاه، حرکتی پرتنش و برانگیزاننده می‌سازد که آن را از سایر دستگاه‌های عمدتاً حزن‌آلود ردیف متمایز و برای بیان صلابت و شجاعت مناسب کرده است.

چهارگاه چه پیوندی با تعزیه و نقالی شاهنامه دارد؟

وزن و حال‌وهوای گوشه‌های حُدی و پهلوی در چهارگاه با بحر متقارب شاهنامه‌ی فردوسی سازگار است و از همین رو این دستگاه از دیرباز در نقالی، برای بازخوانی رزم‌های پهلوانی، و در آیین‌های زورخانه‌ای به کار رفته است. در تعزیه نیز چهارگاه از دستگاه‌های رایج برای بیان صحنه‌های حماسی و شخصیت‌های پهلوان به شمار می‌رود.

چهارگاه چه تفاوتی با سه‌گاه دارد؟

سه‌گاه دستگاهی متمرکز است که تمام حرکت ملودیک آن حول درجه‌ی سوم کرن می‌چرخد و حسی از تضرع و غم عاشقانه القا می‌کند. چهارگاه اما با دو دانگ متقارن خود، در سرتاسر گام کشش و التهاب می‌آفریند و به‌جای درون‌نگریِ سه‌گاه، به بیرون‌ریزی احساسی حماسی و پرشور می‌رسد؛ هر دو از فاصله‌ی کرن بهره می‌برند اما نتیجه‌ی حسی‌شان متفاوت است.

مهم‌ترین گوشه‌های چهارگاه چه نقشی در ساختار دستگاه دارند؟

درآمد با بیانی استوار دستگاه را می‌گشاید؛ زابل و حصار فضایی پرتنش و کشیده می‌سازند؛ مخالف اوج ملودیک و نقطه‌ی عطف احساسی دستگاه را رقم می‌زند؛ مغلوب و منصوری حرکت را به‌سوی فرود می‌برند؛ و حُدی و پهلوی، با وزنی نزدیک به شاهنامه، صریح‌ترین جلوه‌ی حماسی چهارگاه را به نمایش می‌گذارند.

کدام نوازندگان و خوانندگان به اجرای چهارگاه شهرت دارند؟

علی‌اکبر شهنازی و پرویز مشکاتیان از سازندگان و مفسران برجسته‌ی چهارگاه در موسیقی تار و سنتور بوده‌اند. جلیل شهناز به تسلط بر کوک دشوار «چهارگاه فا» در تار شهره است. در آواز، اجرای محمدرضا شجریان با آهنگ‌سازی مشکاتیان در آلبوم «دستان» (۱۳۶۷) از شناخته‌شده‌ترین تفسیرهای معاصر این دستگاه به شمار می‌رود.

همین حالا دستگاه یک قطعه را تشخیص بده